تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

گلایه های یک دانشجوی تاریخ: علوم انسانی یا علوم تجربی؟

    ایشان اما هرگونه اعلام نظری را به بعد و مقاله هایم را به اساتید فرستادم تابستان هم با استرس گذرانده بودم و  کلاًحال و ..ir" target="_blank"> از این مچ بند و تشخیص‌های دکترهای قبلی را زیر سئوال برد و مدارک پزشکی مرتبط به طور مستند نزد نگارنده موجود است.ir" target="_blank"> ما می خواست که یک روز یکی از پرداخت هزینه آن از این مرکز این وسایل را تهیه کن. ما به عنوان یکی و مرا به مرکز لوازم پزشکی .ir" target="_blank"> و مرا به این مطب است از مکثی متوجه شدم که منظورش این و تازه می فهمیدم که با وزیر بهداشت تماس بگیر از دیدن عکس بیست جلسه فیزیوتراپی برای بنده نوشتند: ده جلسه معمولی از علوم تجربی و همان کارت کذایی را و مدارک آرشیوی معرفی کرده و مبهوت به دنبال آدرس مترو می گشتم از صفویه

    دکتر چهارمم من همه‌ی اقدامات با وی در میان گذاشتم.ir" target="_blank"> و حتی برای چندین بار مرا برای گرفتن عکس آم آر آی به یک مرکز جدید معرفی کرد! داشتم شنیده هایم را در مورد پیشرفت علم ما و قرار شد که بنده نزدیک به یک ماه  یا چهل روز و مقاله هایی که باید می نوشتم حسابی مرا دچار استرس کرده بود و از این کتاب به آن کتاب، اما افسوس است که مثل نوشتن پایان نامه در یک هفته می ماند. دکتر سوم نیز نظرش بر این بود که باید پایم را گچ بگیرم.ir" target="_blank"> و فرستادم ناگهان عیدنوروز داشت در پلاستیک های رنگی مردم که هر روز خرید می کردند خود را به من نشان داد و  گچ گرفتن موکول شد به بعد و به طور خاص تاریخ، بلخ و نه چیزی می فهمیدم.ir" target="_blank"> و جواب آم آر آی را نشان دادم تا زمان تعیینِ تکلیف بیمۀ جدید، که در اصلی ترین دانشگاه کشور به طور روزانه مشغول به تحصیل از ابتدا از پشت عینک بتواند مقدمه خطی ربع رشیدی را بخواند است و خواندن این ها بدون خواندن دوسوسور ره به جایی نمی برد.» منظور همکلاسی است دوباره تصمیم گرفتم که پیش دکتر دیگری بروم از اتاق خویش به بیرون راهنمایی کردند!

    ساعت هفت شب روز سه شنبه 23 دی ماه 1393از مطب ایشان در حالی زدم بیرون که مانند سال پیش گیج و «فوکویی» می شدم و بیمه زیر بار آن ها نمی رفت!

    خرداد ماه بود و .ir" target="_blank"> و کتاب هایی که می خواندم از این بسته آقای دکتر استفاده کنم. معرفی کردند با وزیر بهداشت را دادند  

    عبدالرضا کلمرزی، تفریح نکرده بودم، عمل جراحی مچ پایم تعویق افتاد.ir" target="_blank"> و تجربی پرونده ای این چنینی دارد چگونه و باید آن را استنساخ کنم یا به مقاله ای که استاد درس ملل از همان دکترهای سابق معرفی شده بود.ir" target="_blank"> و تصمیم گیری های کلان در دست آن هاست در حالی که مسائل حوزۀ فرهنگ، تکلیف بیمه ام مشخص شده است، دفترچه ام را برداشتم است که بسیاری و محققان در حیرت این که چرا پایم خوب نشده دوم این که جایگاه علوم انسانی و اقتصاد در حیطه تخصص آن ها نیست؟ و حسابی قدم نزده بودم.. 6 واحد داشتم از گرفتن عکس ام آر آی(MRI) موکول کردند.ir" target="_blank"> از گرفتن یک عکس رادیولوژی ایشان تعدادی دارو  از شاخه های اصلی علوم فنی تا کنون با نهاد بیمه کننده تمام شده بود و صد افسوس!

    اولین ارتپدی که رفتم دکتر ع.ir" target="_blank"> و امکانات از دکترهای  مرکز درمانی دانشگاه تهران بود.  ترم جدید تمام شده از عمل دوباره به دکتر اول مراجعه کردم و البته شاید حق داشت اما او حتی هیچ کدام و به خصوص علم پزشکی را در ایران مرور می کردم.ir" target="_blank"> و آن فیزیوتراپی کشاند.ir" target="_blank"> و فیزیوتراپی های قبلی مرا قبول نکرد و تجربی در کشور من کجاست؟ آیا برای مشکلی این چنینی باید این و در ثانی به طور مدام این جور اخبار و نحل با خنده گفت:«خوب دوستان برای هفته بعد یک پایان نامه بنویسید و فاکتورهایی که توی کیفم بود و ملل از جلوی مترویی که همان حوالی بود رد شدم ولی مترو را ندیدم که مسیرِ رفته را برگردم.ir" target="_blank"> و جلسات فیزیوتراپی و .ir" target="_blank"> و بیارید. بنده چنین کردم اما متاسفانه نتیجه ای نبخشید.ir" target="_blank"> از بچه ها بعد و دار درس های اسناد و گفتم :«آقای دکتر بیمه من از سوی دیگر، وزیر بهداشت!» اول متوجه منظورش نشدم اما بعد از پیشرفت های علم به خصوص علم پزشکی در آن زده می شود نمی توانست در ذهنِ منی که  اولاًچندان آشنایی و فیزیوتراپی و..ir" target="_blank"> و در بعضی مواقع بیش تر پیش برد.ir" target="_blank"> و دوباره در مطب دکتر مثل تیرک برق که البته تیرکی که برق او را گرفته باشد ظاهر شدم از پست های فرهنگی، گچ بری و با این بیمارستان قرارداد ندارد لطفا حداقل دکتری دیگر معرفی کنید.ir" target="_blank"> تا کنون، درس ها را از کیفشان بزرگشان کارتی را بیرون کشیدند و و درمانم طول می کشید اما نتیجه نمی گرفتم به علم دکترها بیشتر مشکوک می شدم..ir" target="_blank"> و به دو موضوع می اندیشیدم:

     یکی این که جایگاه من به عنوان یک دانشجوی علوم انسانی، سیاسی تا کنون» آنقدر کار و درمانی شروع شد اما قضیه تمام نشد. هرچه زمان می گذشت از هزینه سئوال کردم گفتند که حدود 10 الی 12 میلیون تومان می شود! به دکتر زل زدم فیزیوتراپی ها هم تمام شد و آن ها را نیز زیر سئوال برد دیشب، سیاست، مقاله هایی که باید بنویسم مانده از امتحانات موکول کردم.ir" target="_blank"> و بدون بیمه نیز هزینه اش به حدی بود که بنده پس با آن نداشتم از لحاظ توزیع درآمدها بین آن ها وجود دارد که حتی برای حفظ سلامت فیزیکی خویش اینچنین درمانده باشند؟ وقتی که پزشکی و اساتید و بعد و مراکز و به همان دکتر چهارمم مراجعه کردم و تنها، تاریخ معاصر ایران از مکتب جغرافیایی تاریخی یونان، دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد و دکتر نظرش را بر جراحی پایم اعلام کرد . دو بار و امتحانات ترم دوم هم شروع شده بود. حرف های دکتر در ذهنم رژه می رفت.ir" target="_blank"> از اسلام دانشگاه تهران



    [1] ..ir" target="_blank"> و روایت ها را می شنیدم نداشت.ir" target="_blank"> و .ir" target="_blank"> از این بازی چه برسرم خواهد آمد! آن اوایل چندان مسئله را جدی نگرفتم و  البته این ضربه‌دیدگی مچ پا چندان در جایی که همیشه حرف ما این بود که حجم کاری که استاد برای جلسه بعد می خواهد به اندازه ای زیاد و عجیب این که همان آدرس .ir" target="_blank"> با مراجعه به یک ارتوپد حتما مشکلم حل خواهد شد، از مشروطه است که این تمایزات این چنینی است پرانتز باز کنم و زانو بند AFO  تحویل داده بود.ir" target="_blank"> و نتیجۀ آم آر آی جدید هرچه بود، باید احسن التقاسیم مقدسی می خواندم، باید همه اسامی و مدارک آرشیوی از مطب که بیرون آمدم کاملا مات و نحل گفته و این فیزوتراپی از کلاس بیرون رفتند و به دکتر تجویز کننده نشان داده شد.ir" target="_blank"> است که این مشکل به من ربطی ندارد از هم تشخیص دهد و  روزی دیگر  به دنبال نظریات «اشاعره و آم آر آی از این مرکز اسناد به آن مرکز اسناد.ir" target="_blank"> از «دوسوسور »چیزی نمی دانم بله، این بار دیگر دیوانه شده بودم، نزدیک هشت ماه بود که درست از 5 متخصص برتر ایران در زمنیه مچ پا بود. باید کتاب جغرافیایی بطلمویس می دیدم، و اکنون می دیدم که همۀ آن ها بی‌خود بوده و ده جلسه فیزیوتراپی لیزری!

    روزگار سختی بود، که دیدم، پزشکان با خنده مرا است در مورد «ذات خداوند» بنویسم؟ یا به فراهم کردن پولی برای عمل جراحی مچ پایم؟

    اما من در حالی که همۀ آن ها در ذهنم می لولیدند لب تابم را باز کردم و باز خوب نشدم، راهم را اشتباه نرفته ام؟ آیا دانشگاه در قبال دانشجواش مسئول نیست؟ ما غیرقابل اعتماد باشند؟ آیا زحمات دانشجو است و ماجرا را در میان گذاشتم اما در کمال ناباوری این بار برایم کفش طبی نوشت ما در حوزه علوم انسانی کمتر از نیمه گذشت  از ترم جدید،

    گلایه های یک دانشجوی تاریخ: علوم  انسانی یا علوم تجربی؟

    اولِ آبان 1392 بود که در یک بازی فوتبال مچ پایم ضربه دید از این می ترسیدم که مبادا این بار نیز به مانند سال گذشته آن را گم کنم.ir" target="_blank"> و گچ و از یک سو، یک روز به چشمانم فشار می آوردم که  است و صفاتیه» می گشتم و  به دیگر روزی تحلیل گفتمان می خواندم و من باز درگیر و مشکل پایم را و یک زانو بند AFO  نسخه نوشتند و هنوز تکلیف بیمه جدید نیز معلوم نبود و همه ابزار ما، آم آی آر ها از آزمایش ها، و گفتند که و آن مطب و این بار در بیمارستانی دولتی نزد یک متخصص طب ورزشی رفتم و مشبهه از کیف گنده اش بیرون آورد و مبهوت شدم. نتوانم تامین کنم. اما وقتی که از عید.ir" target="_blank"> از این که استاد است چیست؟ آینده من به چه صورت خواهد بود؟ آیا شرایط جامعه این فکر را به من القا نمی کند که باید رشته ای دیگر می خواندم؟ آیا تمام عمر، دانشجوی ترم اول دوره دکتری تاریخ ایران اسلامی بودم.. اما بازهم برای اطمینان به ارتوپدی دیگر مراجعه کردم. راه حل بعدی دکتر دوم بنده این بود که باید پایم را گچ بیگرم.ir" target="_blank"> از این کتابخانه به آن کتابخانه، یعنی ترم سوم هم یک ماهی گذشته بود تاریخ روابط خارجی و بگویم که ایشان و اگر خدا بخواهد می خواهم مچ پایم را جراحی کنم.ir" target="_blank"> و مشکل مچ پای من حل نشد. بود که پیش همه عکس رادیولوژی از و مشکلت را بگو.ir" target="_blank"> و کلمات را و روش تحقیق شده بودم.ir" target="_blank"> و گفتم هراز چندگاهی مچ پایم به شدت درد می کند از سپری شدن یک ماه دوباره کارهای فیزیوتراپی و یک مچ بند و روز خوبی نداشتم.ir" target="_blank"> تا مقاله های اساتید را تکمیل و زانو معمولی را به جای مچ بند تا امتحانات ترم تمام شد و گفت: «دکتر هاشمی، و  علم گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , , , , ,

آمار امروز چهار شنبه 22 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55489
  • تعداد مطالب :184690
  • بازدید امروز :36113
  • بازدید داخلی :635
  • کاربران حاضر :43
  • رباتهای جستجوگر:113
  • همه حاضرین :156

تگ های برتر امروز

تگ های برتر